صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 427383
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 84
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

سوی دل با کاروان کربلا دارد حسین

سه شنبه بیست و چهارم 9 1388
در نهم ذى القعدة سال 60 هجرى قمرى حضرت مسلم(علیه السلام) 27 روز قبل از شهادتش نامه اى براى امام حسین(علیه السلام) نوشت و به آن حضرت خبر داد که 18000 نفر با او بیعت کرده اند.(1)

ـــــــــــــــ

1-تقویم شیعه، صفحه 274.
چهارشنبه ششم 8 1388
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388

صحن حرم امام حسین(ع) سقف‌دار شد

بر اساس یکی از جدیدترین طرح‌های توسعه‌ای در آستان مقدس حرم سیدالشهدا(ع) در شهر کربلای معلا، صحن مبارک حرم مقدس امام حسین(ع) سقف‌دار شد تا زائران بتوانند در گرمای تابستان و سرمای زمستان نیز در فضای صحن نشسته و از آن استفاده کنند.

 

به گزارش شیعه آنلاین، بر همین اساس مسئولان آستان مقدس حرم أباعبدالله الحسین(علیه السلام) اعلام کردند که بیش از 70 % از طرح سقف‌دار کردن صحن مبارک این حرم به پایان رسیده و مابقی آن در کمتر از یک ماه دیگر به پایان خواهد رسید.


در همین راستا پایگاه خبری الجوار عراق به نقل از سایت آستان مقدس امام حسین(علیه السلام) به نقل از مهندس "محمد حسن کاظم" رئیس بخش مهندسی و فنی آستان مقدس، نوشت: در این طرح که تابدین لحظه بخش شرقی، غربی و شمالی آن به پایان رسیده، از کاشی‌های ساخت کربلا، آینه‌کاری و نقش و طرح‌های معماری اسلامی استفاده شده است.


مهندس "محمد حسن کاظم" در ادامه افزود: اکنون معماران و کارگران در حال سقف‌دار کردن بخش جنوبی صحن مبارک هستند و إن شاء الله در مدت کوتاهی شاهد به پایان رسیدن بخش باقیمانده خواهیم بود.

رئیس بخش مهندسی و فنی آستان مقدس همچنین گفت: تمام بخش‌های این طرح توسط مهندسان، معماران و کارگران عراقی انجام شده است. حتی کاشی استفاده شده در این سقف، در کارخانه‌ای ساخته شده که چند سال پیش در اطراف شهر کربلا افتتاح شد.


در همین راستا "افضل شامی" معاون تولیت حرم حسینی(ع) چندی پیش از آغاز طرح توسعه دو مرقد مطهر امام حسین(ع) و حضرت ابو الفضل العباس(ع) در کربلا در آینده‌ای نزدیک خبر داده و اعلام کرده بود که طرح توسعه دو مرقد مطهر امام حسین(ع) و حضرت ابو الفضل العباس(ع) در کربلا توسط کمیته مهندسی ویژه توسعه حرمین آماده و جهت صدور دستور اجرا به مسؤولان دولتی ارائه شده است. وی هدف از طرح توسعه را افزایش ظرفیت پذیرش زائران در دو مرقد مطهر عنوان کرد.


گفتنی است در طرح توسعه دو مرقد مطهر، بین الحرمین قرار است به بخش از صحن حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تبدیل شود

منبع:شیعه آنلاین

 

کربلا قبله ارباب دل است
 آتش عشق در آن مشتعل است
 کربلا مرکز فیض ازلى است
 حافظ سرّ حقِ لم یزلى است
 کربلا مهد رشادت باشد
 صحنه عشق و شهادت باشد
 کربلا کعبه اصحاب حق است
 شام تاریک ستم را شفق است
 کربلا رزمگه شیران است
 پایگاه شرف و ایمان است!
 کربلا مدرسه عشق و وفاست
 کربلا جایگه صدق و صفاست
 کربلا نور سماوات برین
 روشنى بخش زمان است و زمین
 کربلا! دست من و دامن تو
 آفرین بر حرم و ساکن تو
 قلب از دورى تو سوزان است
 دیده گریان و جگر بریان است
 پاى تا سر به تو من مشتاقم
 در فراق حرمت بى طاقم
 مرغ دل شوق صفایت دارد
 قلب آهنگ لقایت دارد
 آه و افسوس که این دژخیمان
 راه بستند بر اهل ایمان!

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

منبع:www.makaremshirazi.org 

يکشنبه چهارم 5 1388

شورى فکنده در همه عالم نواى تو
 دنیا اسیر غم شد و غرق عزاى تو
 چشمان دوستان همه ناظر به سوى توست
 دلهاى عاشقان همه در کربلاى تو
 در هر سراى شراره سوداى عشق تو است
 بر هر لبى کنون سخن از نینواى تو
 ذرات کائنات ثناخوان لطف توست
 در عمق دهر ولوله اى از ولاى تو
 آغوش باز کرده شهادت به محضرت
 آماده گشته بادیه پر بلاى تو
 شرمنده گشته است شجاعت ز رزم تو
 سرو روان خجل بر قدّ رساى تو
 این فخر بس تو را به شهیدان راه حق
 خواهان شود به حشر خدا خونبهاى تو
 در گاهواره رسم شفاعت رقم زدى
 «فطرس» رهین منت و جُود و سخاى تو
 دادى تو آب دشمن غدّار خویش را
 قربان عفو و بخشش و مهر و وفاى تو
 دارم من این امید به درگاه ذوالجلال
 گردد تمام هستى «ناصر» فداى تو

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

منبع:www.makaremshirazi.org 

يکشنبه چهارم 5 1388

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار گروه کثیرى از پاسداران به مناسبت سالروز میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار
17/7/1381

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

به همه حضّار عزیزى که این جلسه پُرشور و صمیمى در این‏جا به برکت حضور آنها تشکیل شده است؛ چه برادران و خواهران عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، چه پاسداران کمیته‏هاى قبلى انقلاب اسلامى - که امروز در نیروى انتظامى مشغول خدمت هستند - و چه جانبازان عزیز که فداکاران دیروز و امروزِ انقلاب و دوران دفاع مقدّس محسوب مى‏شوند، خوشامد عرض مى‏کنم. امیدواریم خداوند متعال نظر لطف و قبول خود را به همه این مجاهدتها و تلاشهاى مخلصانه بیفکند و نور رستگارى و سعادت را که به فضل مجاهدتهاى شما در این کشور پدید آمد و به سراسر دنیاى اسلام تابید و در دلها و جانها منعکس شد، روزبه‏روز درخشنده‏تر و نمایانتر فرماید.

همچنین حلول ماه شعبان و اعیاد شریف این ماه پُربرکت را تبریک عرض مى‏کنم. ماه شعبان یکى از فرصتهاى مغتنمى است که در اختیار ماست. این سه ماه - ماه رجب و شعبان و رمضان - ایّام بسیار مغتنمى است و باید از برکات الهى در این سه ماه استفاده کنیم و به قول نظامیها، بارِ مبناى معنویت خود را تکمیل نماییم.

اگر ذخیره معنوى در وجود انسان از حدّ لازم پایینتر رود، انسان دچار لغزشها و گمراهیهاى بزرگى خواهد شد. معنویت در وجود یک انسان، براى او مایه هدفدار شدن است؛ زندگىِ او را معنا مى‏کند و به آن جهت مى‏دهد. همچنان که آرمانهاى معنوى و اخلاقى، زندگى یک جامعه و یک کشور و یک ملت را جهتدار مى‏کند؛ به تلاش و مبارزه آنها معنا مى‏دهد و براى انسان هویّت مى‏سازد. وقتى یک ملت و یک کشور از آرمانهاى اخلاقى و معنوى تهى شد، هویّت حقیقى خود را از دست مى‏دهد و مثل پَر کاهى مى‏شود؛ گاهى به این طرف، گاهى به آن طرف مى‏رود، گاهى دست این، گاهى هم دست آن مى‏افتد. این ماه شریف و دو ماهِ قبل و بعد از آن، فرصتهایى است براى این‏که ما در وجود خود، ذخیره‏هاى معنوى را تکمیل کنیم.

ما سایش و فرسایش پیدا مى‏کنیم. دل و جان ما در برخورد با حوادث روزمرّه زندگى، به طور دائم در حال فرسایش است. باید حساب این فرسایشها را کرد و جبران آن را با وسایل درست، پیش‏بینى نمود، و الّا انسان از بین خواهد رفت. ممکن است انسان از لحاظ مادّى و صورى، تنومند و فربه هم بشود؛ اما اگر به فکر جبران این سایشها نباشد، از لحاظ معنوى نابود خواهد شد. قرآن مى‏فرماید: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة(1)». «ربّنا اللَّه» یعنى اعتراف به عبودیّت در مقابل خدا و تسلیم در مقابل او. این چیز خیلى بزرگى است؛ اما کافى نیست. وقتى مى‏گوییم «ربّنا اللَّه»، براى همین لحظه‏اى که مى‏گوییم، خیلى خوب است؛ اما اگر «ربّنا اللَّه» را فراموش کردیم، «ربّنا اللَّه» امروزِ ما دیگر براى فرداى ما کارى صورت نخواهد داد. لذا مى‏فرماید: «ثمّ استقاموا»؛ پایدارى و استقامت کنند و در این راه باقى بمانند. این است که موجب مى‏شود «تتنزّل علیهم الملائکة»، والّا با یک لحظه و یک برهه خوب بودن، فرشتگان خدا بر انسان نازل نمى‏شوند، نور هدایت و دست کمک الهى به سوى انسان دراز نمى‏شود و انسان به مرتبه عباد صالحین نمى‏رسد. باید این را ادامه داد و در این راه باقى ماند؛ «ثمّ استقاموا». اگر بخواهید این استقامت به وجود آید، باید به طور دائم مراقبت کنید که این بارِ مبناى معنویت از سطح لازم پایین نیفتد.

این ماهها، فرصت بازبینى است. اولیاى خدا و ائمّه هدى‏ علیهم‏السّلام - آن‏طور که در روایت آمده است - بر مناجات شعبانیّه مواظبت مى‏کردند. من یک‏بار از امام بزرگوار پرسیدم: در بین دعاها به کدامیک بیشتر علاقه دارید؟ ایشان اسم دو دعا را بردند: یکى مناجات شعبانیّه، دیگرى هم دعاى کمیل. این دو دعا مضامین فوق‏العاده‏اى دارند. این دعاها فقط براى خواندن نیست؛ یعنى فقط براى این نیست که انسان موجى در فضا ایجاد کند و این کلمات را بر زبان جارى نماید - این خیلى سطحى و خیلى کم است - این مفاهیم را باید با دل آشنا کرد؛ باید دل را وارد این حریم نمود. این معانى بلند و مضامین برجسته با این الفاظ زیبا، براى این است که در دل انسان جایگزین شود.

«الهى هب لى کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک(2)»؛ پروردگارا! به طور کامل مرا به خودت متّصل و پیوسته کن؛ مرا وابسته حریم عزّ و شأن خود قرار بده؛ چشم دل مرا نورانى و بینا کن؛ آن‏چنان که بتواند به تو نظر کند: «حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النّور(3)»؛ نگاه من بتواند همه‏ى حجابها - حتّى حجابهاى نورانى - را بشکافد و از آنها عبور کند و به تو برسد؛ تو را ببیند و تو را بخواهد. بعضى حجابها ظلمانى است. حجابهایى که ما گرفتار و اسیرش هستیم و در آنها دست و پا مى‏زنیم - حجاب نام، حجاب نان، حجاب حسادتها، حجاب منیّتها - حجابهاى ظلمانى و حیوانى است؛ اما کسانى که خود را از این حجابها خالص مى‏کنند، باز حجابهاى دیگرى هم سر راهشان وجود دارد که حجابهاى نورانى است. ببینید گذر از این حجابها چقدر براى انسان، بالا و والاست!

یک ملت اگر با این مفاهیم آشنا شد و دل خود را در این فضا وارد کرد و حرکت خود را با این میزان تنظیم نمود، پیش خواهد رفت و کوهها را در مقابل خود ناچیز خواهد دید. ملت ما در یک لحظه تاریخى، چنین حالتى پیدا کرد و این انقلاب به‏وجود آمد. شما خیال نکنید این انقلاب حتّى قابل پیش‏بینى بود؛ خیر، قابل پیش‏بینى هم نبود؛ این قدر عظیم بود. این‏که ملتى با دست خالى بتواند یک نظام پوسیده فاسد، اما مورد حمایت صددرصدِ همه قدرتهاى ظالم دنیا را که با سخت‏ترین روشهاى استبدادى حکومت مى‏کرد و کسى جرأت نفس کشیدن نداشت، از بین ببرد و عقیده و آرمان خود - یعنى اسلام - را جاى آن بگذارد، اصلاً متصوّر نبود. حتّى به ذهن آدمهاى خوشبین هم نمى‏رسید که چنین چیزى ممکن باشد؛ اما ملت ما این کار را کرد. آرمانهاى معنوى و اخلاقى و آرزوهاى بزرگ، آن‏چنان نیرویى به این ملت داد که هیچ فشار و تحمیل و تهدید و حادثه تلخى نتوانست او را وسط راه نگه دارد و متوقّف کند. لذا تا آخر رفت.

نمونه دوم، دوران جنگ تحمیلى بود. اکثر شما شاید جنگ تحمیلى را درک کرده‏اید؛ اما من نمى‏دانم چقدر خاطرات روزهاى اوّلِ جنگ در یاد شما زنده است. یک ملت در مقابل تهاجمى قرار گرفته بود؛ اما در واقع از ابزارهاى متعارف هیچ چیز نداشت. سراغ تانک مى‏رفتیم، نبود، یا کم بود، یا ناقص بود؛ سراغ سلاح مى‏رفتیم، همین‏طور؛ سراغ هواپیما مى‏رفتیم، همین‏طور. کسانى هم که آن روز در رأس بعضى کارهاى مؤثّر بودند، دائم آیه یأس مى‏خواندند؛ اما همین بارقه الهى و انگیزه اخلاقى و معنوى و دینى و همین خداجویى، دلهاى جوانان - همین پاسداران، همین نیروهاى مردمى و بسیج از همه قشرها، همین عناصر بسیار مؤمن و خالص ارتش - را آن‏چنان آماده کرد که جانها توانستند ضعف جسمها را جبران کنند. «لبسوا القلوب على الدّروع(4)»؛ درباره اصحاب کربلاست: دلهایشان را روى زره‏هایشان پوشیدند! زره‏ها جسمها را نگه مى‏دارد، اما دلها جسمها و زره‏ها را نگه مى‏دارد. دلهاى با ایمان و نورانى آماده شد و همّتهاى بلند به جنبش درآمد و جبهه عظیم و وسیعى را که یک سرش در دستگاههاى جاسوسى و وزارت دفاع امریکا بود، یک سرش در ناتو بود؛ یک سرش در شوروى سابق بود، یک سرش در خزانه دولتهاى نفتى منطقه، و سوگلى همه اینها هم رژیم بعثى بود که از همه طرف کمکها را به او مى‏رساندند؛ شکست داد و ناکام کرد. این شوخى است؟ این همان معنویت است. وقتى آرمانها و نقطه اتّکاءِ معنوى در کشور و ملتى وجود داشت، از این‏گونه معجزات به وجود مى‏آید.

من همیشه به مسؤولان مربوط در بخشهاى گوناگون - چه در بخش اقتصاد و چه در بخش کارهاى علمى - توصیه کرده‏ام و الان هم مى‏گویم: اگر همین همّتها، همین روحیه‏ها و همین دلهاى قرص و محکم، در هر میدانى محور تلاش و کار باشند، مشکلات را از سر راه برمى‏دارند. چه کارهاى عظیمى که نیروهاى مؤمن و حزب‏الّلهى و انقلابى، با تکیه به همین ایمان، در زمینه‏هاى سازندگى، فناوریهاى پیچیده و نظامى به‏وجود آوردند، که اکثر شما مى‏دانید من چه مى‏گویم. در همه‏ى زمینه‏ها این نقطه اتّکاءِ معنوى مى‏تواند چنین معجزه‏اى بکند.

یک عدّه، ساده‏لوحانه بعضى از کشورهاى ثروتمند دنیا را مورد نظر قرار مى‏دهند و مى‏گویند اینها ثروت دارند، اما دین و اخلاق ندارند؛ ما هم به همان راه برویم. خیال مى‏کنند ثروتمند شدن آنها، ناشى از دین نداشتن و اخلاق نداشتن آنهاست! این اشتباه است. هر کشورى اگر ثروتمند و قدرتمند شده است، به خاطر عوامل خاصّ ایجاد قدرت و ثروت است. هر جا تدبیر و کار و تلاش باشد، محصولى خواهد داد؛ این سنّت الهى است. حتّى کسانى هم که دنبال مادیّات صرفِ بدون معنویت مى‏روند، اگر مدیریّت و تدبیر درستى داشته باشند و تلاش و مجاهدت هم بکنند، البته به آن خواهند رسید: «کلّاً نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّک(5)». این صریح قرآن است؛ بحث در این نیست. بحث در این است که وقتى فقط براى مادیّات کار و تلاش شد، ثروت و قدرت به دست مى‏آید؛ اما سعادت به دست نمى‏آید. ما مى‏خواهیم جامعه‏اى داشته باشیم که ثروت و قدرت و سعادتِ همه جانبه و عدالت را با هم داشته باشد. این نقطه‏اى است که ملتها آرزوى آن را مى‏کشند؛ والّا در کشورهاى ثروتمند و قدرتمند، بى‏عدالتى و ظلم و فقر و محرومیت و تلخى خیلى وجود دارد؛ ما که دنبال آن نیستیم.

جامعه‏اى مى‏تواند تصویر آرمانى یک ملتِ زنده، بیدار و باهوش قرار گیرد که در آن، معنویت و عدالت و عزّت و قدرت و ثروت و رفاه باشد. اگر بخواهیم این مجموعه با هم باشد، بدون معنویت و آرمان معنوى و اخلاق و درنظر گرفتن خدا و بدون مجاهدت فى‏سبیل‏اللَّه ممکن نیست. این چیزى است که پاسدار را عزیز مى‏کند.

پاسداران براى خدا مجاهدت کردند. روز پاسدار، روز ولادت حسین‏بن‏على علیه‏الاسّلام است؛ یعنى مظهر مجاهدت خالص و پاک براى خدا. این مجاهدت اگر از سوى مردم جواب داده شد، مثل مجاهدت نبىّ‏اکرم مى‏شود که حکومت اسلامى را به‏وجود آورد و تاریخ را عوض کرد؛ اما اگر با کمک و همراهى دلهاى مؤمن مواجه نشود، مانند واقعه عاشورا مى‏شود که امام حسین به شهادت مى‏رسد. جوشش معنوىِ او، تاریخ را هدایت مى‏کند. بالفعل نمى‏تواند موفّقیت ظاهرى پیدا کند، اما در طول تاریخ، موفّقیت حتمى متعلّق به اوست؛ همان‏طور که همه نبوّتها و همه راهنمایان بشر و راهنمایان الهى در طول تاریخ، این را داشته‏اند. لذا شما مى‏بینید با گذشت سیزده، چهارده قرن، نام حسین‏بن‏على پرچم عدالت و فضیلتهاى معنوى است و همین نام توانسته است این انقلاب را به‏وجود آورد. این انقلاب - که از این حیث، شبیه نهضت نبىّ‏اکرم است؛ یعنى به موفّقیت رسید و دلها و جانها و نیروها و انسانها با آن همراهى کردند و امام را تنها نگذاشتند - توانست پرچم شوکت و عزّت را سرِ پا کند. این را از حسین‏بن‏على الهام گرفت و مظهر تجدید حیات اسلام شد.

راهى که انقلاب اسلامى و فداکاران این راه و شما پاسداران در طول این سالها رفتید، راه درستى بود؛ همان راهى بود که دنیاى اسلام را بیدار کرد؛ بسیارى از غیر مسلمانان را مسلمان کرد؛ حقانیت ملت ایران را اثبات کرد و آبروى ابرقدرت درجه یک دنیا را ریخت. امروز ببینید در دنیا علیه امریکا چه خبر است! مى‏دانید اینها براى حفظ آبرویشان چقدر خرج مى‏کنند و براى فریب افکار عمومى چقدر مایه مى‏گذارند؟ این‏که در مقابل افکار عمومى دنیا این‏طور عریان و رسوا، انگشت اشاره‏ى ملتها به طرف آنها دراز باشد و این‏قدر به آنها اهانت کنند، مى‏دانید چقدر برایشان مهمّ است؟ اینها اثرات آن ایستادگیها و مجاهدتها و توکّلِ به خداست.

امروز بیدارى دنیاى اسلام و رسوایى دشمنان اسلام اتّفاق افتاده است؛ باید این راه را ادامه داد. این راه، راهى است که مى‏تواند این ملت را به آرمانهاى حقیقى خود برساند؛ یعنى به همان مجموعه آرمانىِ عزّت، معنویت، قدرت، رفاه و عظمت علمى؛ همان چیزهایى که براى یک ملت، مطلوب و محبوب است. راه صحیحى که فرزندان این انقلاب و فرزندان امام پیموده‏اند، ما را به آن‏جا خواهد رساند؛ منتها شرطش استقامت است. استقامت، یعنى راه را گم نکردن؛ فریب جلوه‏هاى مادّى را نخوردن؛ اسیر هوى‏ و هوس نشدن؛ دستورها و فرایض اخلاقى و معنوى و ادب اسلام را رها نکردن و به لذّت‏طلبى و عشرت‏طلبى رو نیاوردن. اینها اساس کار است. البته در درجه اوّل باید مسؤولان طراز اوّل و طراز دوم کشور و مدیران ارشد و فرماندهان، مراقب این چیزها باشند؛ بعد هم عناصر مؤمنى که مى‏خواهند افتخار پیشرفت نظام اسلامى و آرمان اسلامى را در نزد خدا و خلق و تاریخ براى خود حفظ کنند.

البته معارضه و مخالفت و مزاحمت، زیاد است. همان اتّهامها و اهانتهایى که از اوّلِ پدید آمدن حرکت و فرهنگ پاسدارى در کشور وجود داشت، در سالهاى اخیر هم بعضاً توسّط همان آدمها تکرار مى‏شود؛ لیکن این مزاحمتها نباید بتواند راه مردان خدا را سد کند.

پاسدارى، یک فرهنگ است؛ یک فرهنگ عزّت و افتخار است. پاسدارى از دین و انقلاب - که امروز این معنا در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مجسّم است - صرفاً یک حرکت نظامى نیست؛ پاسدارى، یک فرهنگ است؛ جنبه عقیدتى و سیاسى و فداکارى و مجاهدت دارد. البته جنبه نظامى هم دارد؛ یعنى بازوى نظامى انقلاب بوده است و خواهد بود. همان‏طور که دیروز انقلاب به این پاسدارى نیاز داشت، امروز هم نیاز دارد، فردا هم نیاز خواهد داشت؛ همیشه نیاز دارد.

بعضیها نادانسته - که مایلیم امیدوار باشیم نادانسته است - ریشه اصل مجاهدت و شهادتِ فى‏سبیل اللَّه را مى‏زنند. اینها نمى‏فهمند چه مى‏کنند؛ کارشان مثل همان نشستن بر سر شاخ و بُن بریدن است. اینها نمى‏فهمند که یک ملت وقتى به جهاز عظیمِ جهاد و شهادتِ فى‏سبیل‏اللَّه مجهّز باشد، چه معجزاتى مى‏کند و چه موفّقیتهاى بزرگى را به دست مى‏آورد. این را مى‏خواهند از این ملت بگیرند. اینها مى‏خواهند انقلاب و نظام اسلامى را مثل یک موجود بى‏دفاع، در دسترس قدرتها بگذارند تا آنها با همه امکانات سیاسى و نظامى و اقتصادى خود آن را بدرّند و تکّه پاره کنند. البته وقتى دشمنان این حرفها را مى‏زنند، کاملاً جهتدار، فهمیده و دانسته مى‏زنند؛ اما بعضى هم على‏الظّاهر بدون این‏که بدانند چه مى‏کنند، حرفهاى دشمنان را تکرار مى‏کنند.

شما این راه و این افتخار و این هویّتِ چندجانبه را با دقّت حفظ کنید. نسل اوّلِ جهاد و شهادت، خوب امتحانى داد؛ نسلهاى دوم و سومِ جهاد و شهادت هم به فضل پروردگار با نورانیّتى که امروز انسان در نسل جوان مشاهده مى‏کند، آن روزى که لازم باشد، امتحان بسیار خوبى خواهند داد.

خداوند شما را محفوظ بدارد. ان‏شاءاللَّه توجّهات حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه و ادعیّه زاکیّه آن بزرگوار شامل حال همه شما و همه فرزندان برومند این نظام و این انقلاب باشد و ان‏شاءاللَّه با همّت و نیرو و نشاط شما، این کشور و این ملت بتواند راههاى دشوار را طى کند و موانع بزرگ را از سر راه خود بردارد و به آرمانهاى الهى خود برسد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‏

 

 


 

1) فصّلت: 30

2) 2. الاقبال، ج‏3، ص‏299

3) الاقبال، ج‏3، ص‏299

4) شفاءالصدور، ج‏1، ص‏540

5) اسراء: 20

منبع:khamenei.ir

يکشنبه چهارم 5 1388
میلاد امام حسین و روز پاسدار بر تمامی پاسداران دلیر و جان بر کف این سرزمین مبارک باد.

                                              مدیریت وبلاگ ولایت

                                           

يکشنبه چهارم 5 1388

برای مشاهده  ویژه نامه میلاد امام حسین علیه السلام بر روی لینک زیر کلیک کنید

ویژه نامه میلاد امام حسین علیه السلام 

يکشنبه چهارم 5 1388

رمز صبر انبیا

حسین

 

من که هستم سائلى بر خوان انعام شما

از ازل شیرین شده کام من از نام شما

اینکه من دیوانه باشم آن هم از عشق خدا

بوده در آغاز خلقت حُسن اقدام شما

گر شکسته بال مى‏خواهى بیا بنگر مرا

فطرسى بشکسته پر هستم سر بام شما

اى که گفتى آب کم جو تشنگى آور به دست

اى که مى‏ریزد عطش از باده جام شما

تشنگى خواهم من امشب اى خداى‏تشنگى

تا که جان خود فدا سازم براى تشنگى

بى سرو سامان شدم تا که تو سامانم دهى

کافر محضم من امشب تا که ایمانم دهى

بى سوادم بهره از قرآن ندارم ذره‏اى

آمدم اى روح قرآن فهم قرآنم دهى

زنده جاوید گردد هر که باشد کشته‏ات

دوست دارم تا بمیرم از دمت جانم دهى

فطرسم، حرّم، گنه کارم، پشیمانم حسین

آمدم تا طعم شیرینى ز گفتارم دهى

احتیاج من ندارد انتها اى ذوالکرم

مى‏برم نام تو را تا که شود اینجا حرم

اى که هستى محور حبّ و ولاى اهل بیت

عشق تو ما را نموده مبتلاى اهل بیت

بى تو نامى از خدا هم در میان ما نبود

بى تو مى‏افتاد از رونق صداى اهل بیت

اى که مردانه دل از پروردگارت برده‏اى

نیست عاشق بر تو مانند خداى اهل بیت

تا که نامت مى‏شود جارى به لبها یا حسین

جمع ما گیرد دگر حال و هواى اهل بیت

گر نبودى اسم غفّار خدا معنا نداشت

عفو و رحمت‏در میان ‏هر دوعالم جا نداشت

شد مدینه کربلا تا که به دنیا آمدى

مادرت شد مبتلا تا که به دنیا آمدى

مصطفى شد بوسه چین از حنجر وحلقوم‏تو

چشمها شد پر بکا وقتى به دنیا آمدى

گفت این طفل‏ازمن‏است‏ومن‏ازاویم‏بین‏جمع

رازها شد بر ملا وقتى به دنیا آمدى

بهترین معناى رحمان و رحیم امشب بود

مى‏دهد عیدى خدا وقتى به دنیا آمدى

عید عفو و رحمت آمد عید غفران آمده

ذکر تسبیح ملک زین پس «حسین جان»آمده

رمز صبر انبیاء عشق تو بوده یا حسین

نام تو صاحبدلان را دل ربوده یا حسین

میهمانى خدا گر خاص مى‏شد بر رسل

حق پذیرایى به روضه مى‏نموده یا حسین

اولین بارى که باب توبه واشد در جهان

نام زیباى تو این در راه گشوده یا حسین

هر که را حق از براى بندگى کرده جدا

نام تو بر قلب و جان او سروده یا حسین

جز سعادت نیست عاشق بر رُخ ماهت شدن

جز شهادت نیست راه خاک درگاهت شدن

حق آن لحظه که بوسیده پیمبر حنجرت

حق آن شورى که افتاده به قلب مادرت

حق بابایت على و گریه مردانه‏اش

حق آن جمعى که گردیده سراسر مضطرت

حق جبریل و سلامى که ز بالا آورد

حق فطرس آن دخیل گاهوار اطهرت

حق آن شیرى که از کام پیمبر خورده‏اى

حق اسمى که تو را گشته نصیب از داورت

یک گره بر دل بزن تا صد گره را واکنى

زشتى ما را به زیبایى خود زیبا کنى

 

                                                                               جواد حیدری

 

منبع سایت تبیان

يکشنبه چهارم 5 1388

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

حسین منی و انا من حسین

حسین از من و من از حسینم

يکشنبه چهارم 5 1388
حجة الاسلام انصاریان
به تو برگه نرسید؟ Play Download
فردا به خانه ما بیا! Play Download
من حسینی شدم Play Download

 

 

 

 

 

حجة الاسلام فلسفی
حیف است تو بمیری Play Download

 

 

 

 

 

حجة الاسلام فاطمی نیا
کلیدها را بده تو را نمی خواهم Play Download

 

 

 

 

 

 

حجة الاسلام هاشمی نژاد
سینه تو بیمه شده Play Download
دهانی پر از جواهر Play Download

 

منبع سایت تبیان

 

حاج مجید بنی فاطمه
عرش نورانی Play Download

 

 

 

 

 

حاج سعید حدادیان
سرور کائنات Play Download

 

 

 

 

 

 

حاج آقا جوادی
نصیب که شود گل بی‌خارش Play Download

 

 

 

 

 

حاج محمود کریمی
به نام حضرت دریا Play Download

 

 

 

 

 

حاج حسن خلج
لاله نو دمیده Play Download

 

 

 

 

 

سید مهدی میردامادی
منم همان که خوب می شناسیدش Play Download

 

 

 

 

 

حاج جواد مقدم
مرغ روحم پر کشید Play Download

 

 

 

 

 

نیکبختیان
جلوه‌ی جمال خدا Play Download

 

 

 

 

 

حسین سیب سرخی
هوای سینه ابریست Play Download

 

 

 

 

 

محمد رضا طاهری
روز آفرینش عشق Play Download

 

منبع سایت تبیان

بنی فاطمه
می خواند فرشته سلام بر حسین Play Download

 

 

 

 

 

حدادیان
هرکه هستم عاشق روی حسینم Play Download

 

 

 

 

 

 

جوادی
رویت قمر شده، آمده شاه عشق Play Download
شب، شب جشن و سروره Play Download

 

 

 

 

 

کریمی
ارباب، بیا ببر دلاور Play Download

 

 

 

 

 

میردامادی
بیش از همیشه مستم Play Download
لالایی زهرا Play Download

 

 

 

 

 

مختاری
دلخواهم حسین است Play Download

 

 

 

 

 

نیکبختیان
آسمانها گل افشان Play Download

 

 

 

 

 

سیب سرخی
عالم محو حسین است Play Download
بیقرار یار Play Download

 

 

 

 

 

 

طاهری
شب یلدای عشق Play Download
دستم را رها مکن Play Download

 

 

 

 

 

زنگنه
بوی نسیمت می بره دلا رو Play Download

 

عشق به قرآن در دوران کودکی

امام حسین(ع) از دوران کودکی به قرآن عشق فراوانی داشت؛ زیرا آیات فراوانی از قرآن در خانه شان بر رسول خدا(ص) نازل گشت و بدون تردید امام حسین(ع) متأثر از فضای قرآن حاکم برخانواده بود. ایشان از سنین کودکی به قرائت، حفظ و تفسیر قرآن اهمیت زیادی می داد. به چند نمونه از آنها که در تاریخ به ثبت رسیده اشاره می کنیم:

فراگیری سوره توحید

از امام حسین(ع) سؤال شد از رسول خدا چه شنیده ای؟ فرمود: شنیدم که می فرمود: «خداوند کارهای مهم و بزرگ را دوست می دارد و کارهای پست و حقیر را نمی پسندد.» او «قل هوالله احد و نمازهای پنج گانه را به من آموخت» و شنیدم که می فرمود: «هر که خدا را اطاعت کند، خدا او را بالا می برد و هر که نیت خود را برای خدا خالص کند خدا او را نیکو سازد و بیاراید و هرکه به آنچه نزد خداست اطمینان کند خدا او را بی نیاز کند و هر که بر خدا بزرگی کند خدا او را خوار سازد»1
امام زین العابدین می فرماید: « در شب عاشورا پدرم یاران خود را جمع کرد و برای آنها خطبه خواند؛ من نیز خدمت ایشان رفتم تا گفتارشان را بشنوم. پدرم به یاران خود می فرمود خدایی را ستایش می کنم به بهترین ستایش هایش و او را سپاس می گوییم در خوشی و ناخوشی. بارخدایا تو را سپاس می گزارم که ما را به نبوت گرامی داشتی و علم قرآن و فقه دین را به ما کرامت فرمودی و گوشی شنوا و چشمی بینا و دلی آگاه به ما عطا کردی. ما را از زمره سپاسگزاران قرار بده.»

پرسش تأویل برخی از آیات از رسول خدا

اسماعیل بن عبدلله از قول امام حسین(ع) روایت کرده است2هنگامی که آیه «و اولوالارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله، و خویشاوندان در کتاب خدا بعضی مقدم بر بعضی دیگرند» نازل شد، تأویل این آیه شریفه را از پیامبر(ص) سؤال کردم. در پاسخ فرمودند: «سوگند به خدا که منظور پیامبر در این آیه جز شما نمی باشید و اولوالارحام شمائید. پس اگر من از دنیا رفتم پدرت علی از هر کس به جانشینی من شایسته تر است و هرگاه پدرت علی درگذشت، برادرت حسن به جانشینی او سزاوارتر است و هرگاه حسن از دنیا رفت، تو به جانشینی او لایق تری. عرض کردم ای رسول خدا چه کسی پس از من به جانشینی من سزاوارتر است؟ فرمود: فرزندت علی، پس فرزندش محمد، پس فرزندش جعفر، پس فرزندش موسی، پس فرزندش علی، پس فرزندش محمد، پس فرزندش علی، پس فرزندش حسن، پس هرگاه حسن از دنیا رفت، غیبت در نهمین فرزند تو رخ می دهد و این 9 امام از نسل تو هستند خدا به آنها دانش و فهم مرا عطا فرموده و سرشت آنان از سرشت من است.»

شفا گرفتن به برکت سوره حمد

علامه مجلسی می نویسد:
از امیرمؤمنان نقل شده که فرمود: «وقتی امام حسین(ع) بیمار شد مادرش فاطمه(س) او را نزد پیامبر(ص) برد و عرض کرد: یا رسول الله! دعا کن خداوند به پسرت شفا عنایت فرماید. رسول خدا(ص) فرمود: دخترم! خداوند متعال همان کسی است که او را به تو هبه کرد و او قادر است که پسرت را شفا دهد. در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا محمد! به درستی که خداوند متعال سوره ای را بر شما نازل نکرده مگر این که در آن، حرف «فاء» می باشد و هر فائی از آفت است جز سوره حمد که در آن حرف فاء نیامده است. پس ظرف آبی طلب کن و بر آن چهل مرتبه سوره حمد را بخوان پس آن آب را بر حسین بپاش که خداوند در اثر چنین کاری، به حسین شفا خواهد داد. پیامبر(ص) چنین کرد و امام حسین(ع) عافیت یافت.»3

عشق به آیات قرآن

اگرچه شنیدن تمام آیات قرآن برای امام حسین(ع) لذت بخش بود، اما گاهی شنیدن برخی آیات، آن هم از زبان پدرشان، آن قدر لذت بخش بود که وصف آن را فقط خود ابی عبدالله علیه السلام می دانست و بس.
امام صادق(ع) می فرماید: پدرم برایم نقل فرمودکه علی بن ابیطالب(ع) در حالی که امام حسن و امام حسین در محضر مبارک او بودند، سوره مبارکه «اناانزلناه فی لیله القدر4 »را قرائت کرد. امام حسین(ع) عرض کرد: پدرجان! گویا شنیدن این سوره از دهان مبارک شما، شیرینی ویژه ای دارد!؟ امام علی در پاسخ فرمود:
«ای فرزند رسول خدا و ای فرزندم! من از این سوره خاطره ای دارم که تو از آن خبر نداری؛ چون این سوره نازل شد، جدت پیامبر خدا مرا به حضور طلبید و آن را برای من قرائت کرد، پس دست بر شانه من زد و فرمود: ای برادر و وصی من و ای سرپرست امت من پس از من، و ای ستیزگر با دشمنان من تا روزی که برانگیخته شوند! این سوره پس از من برای توست و پس در شأن فرزندان تو. همانا برادرم جبرئیل رویدادهای امتم را برایم بازگو کرد و او آنها را همانند حوادث نبوت برای تو بازگو می کند. این سوره در قلب تو و اوصیای تو تا هنگام طلوع فجر قائم آل محمد(ع) نوری درخشان دارد.5
علامه مجلسی از انس نقل می کند: نزد امام حسین بودم که یکی از کنیزان آن حضرت در حالی که شاخه گلی در دستش بود، وارد شد و آن را به امام تقدیم کرد. امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی. عرض کردم: او را در برابر یک شاخه گل بی ارزش و کم بها آزاد می کنی؟حضرت فرمود: خداوند ما را چنین تربیت کرده که می فرماید: «و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها» 6 و آزادگی او بهتر است از آنچه که او آورده بود.

عشق به تلاوت قرآن کریم

همان گونه که گفتیم امام حسین(ع) از دوران کودکی به این کتاب آسمانی علاقه شدیدی داشت و همواره در تمام زندگی اش از قرآن سخن می گفت و لحظه ای از آن جدا نبود؛ حتی در آن روزهایی که برای دفاع از قرآن و اسلام آماده جنگ با دشمنان اسلام بود.
امام(ع) چه در مدینه و چه در مکه و در راه عزیمت از مکه به کربلا و در کربلا، در مقاطع مختلف، از قرآن سخن به میان می آورد و با ابراز عشق به آن، میزان علاقه خود را به حاضران و آیندگان نشان می داد که به چند مورد از آنها اشاره می کنیم:

قرائت قرآن در بیابان سوزان

ابن عساکر از شخصی که با امام حسین(ع) گفت وگو داشته نقل کرده است: در منزل ثعلبیه چشمم به چادرهایی افتاد که در بیابان برپا شده بود. پرسیدم این چادرها از آن کیست؟ گفتند: امام حسین(ع) پس به نزد او آمدم؛ او مشغول تلاوت قرآن بود و اشک از چشمانش بر گونه ها و محاسنش سرازیر بود. عرض کردم فدایت ای فرزند رسول خدا! برای چه به این جا آمدی؟ در این بیابان که هیچ کس در آن یافت نمی شود، چه می کنی؟ فرمود: «این نامه های اهل کوفه است که به من نوشته اند و نمی بینم مگر آن که همان ها قاتل من هستند. پس هیچ حرمتی برای خدا نبوده، مگر آن که دریده باشند و خداوند در برابر این همه بی حرمتی از آنها کسی را بر آنان مسلط خواهد کرد که خوار و ذلیلشان کند7

مهلت خواستن امام در عصر عاشورا

تمام مورخان اسلامی ذکر کرده اند که در عصر عاشورا، عمربن سعد با دریافت پیام و دستور جدید از عبیدالله بن زیاد، به محل استقرار امام و یاران باوفایش نزدیک شد، چون امام از هدف او آگاه شد، به برادر خود قمربنی هاشم فرمود: اگر می توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیاندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می داند که من به خاطر او، نماز و تلاوت کتاب او را دوست دارم8
و با این بیان، حضرت یک شب را مهلت گرفت و بار دیگر اوج عشق و علاقه خود را به قرآن نشان داد.

در چادرهای حسینی چه گذشت

در شب عاشورا در میان خیمه های یاران امام، جنب و جوش فوق العاده ای به چشم می خورد. برخی سلاح خود را برای جنگ آماده می ساختند؛ عده ای مشغول عبادت و مناجات و راز و نیاز با پروردگار بودند و بعضی هم با قرآن انس گرفته بودند.
از ضحاک بن عبدالله مشرقی نقل شده است که در شب عاشورا، هرچند لحظه یک بار، گروهی سوارکار از لشکریان عمرسعد به عنوان مأموریت و نظارت به پشت خیمه های حسین بن علی(ع) می آمدند و به وضع این خیمه نشینان سر می کشیدند. یکی از آنها صدای امام را که این آیه شریفه را می خواند، شناخت: «آنان که کفر ورزیدند، گمان برند مهلتی که به آنان می دهیم به نفع آنهاست؛ بلکه به آنان مهلت می دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و برای آنان عذابی است ذلت بار»9
خداوند مؤمنان را بر این وضعی که هستند واگذار نخواهد کرد تا بد را از نیک و ناپاک را از پاک جدا سازد.10

تشویق معلم قرآن

امام به خاطر علاقه شدیدی که به قرآن داشت، به معلمان قرآن بسیار ابراز علاقه می کرد و در موردی، یک معلم قرآن را آن قدر تشویق کرد که مورد اعتراض دیگران قرار گرفت.
ابن شهر آشوب روایت می کند که عبدالرحمن سلمی به یکی از فرزندان امام حسین(ع) سوره حمد را آموزش داد. وقتی فرزند امام آن را نزد پدر خواند، امام حسین(ع) به آن آموزگار هزار دینار و لباس عطا کرد و دهان او را پر از جواهرات کرد!. به حضرت اعتراض کردند که آموزش یک سوره این همه عطا و تشویق لازم نداشت. امام در پاسخ فرمود: «این عطا و بخشش چگونه می تواند با تعلیمی که او می دهد برابری کند؟!11

قرآن در سیره امام حسین(ع)

زندگی امام بزرگ ترین و بهترین نشانه تجلی آیات قرآن کریم است؛ چرا که قرآن همراه آنها و آنان همراه با قرآن بودند و هرگز جدایی بین قرآن و عترت، قابل تصور نیست. این حقیقت زمانی که به نشانه های آن توجه کنیم، جایگاه خود را می یابد:

امام حسین(ع) در کنار سفره بینوایان

عیاشی در تفسیر خود از مسعده روایت کرده که روزی امام(ع) از کنار فقرا می گذشت. آنان که سفره خود را پهن کرده و تکه های نان خشک را در آن قرار داده بودند، از امام خواستند تا با آنان هم غذا شود. حضرت به درخواست آنها پاسخ مثبت داد و در کنار آنها نشست و با آنان هم غذا شد و این آیه را تلاوت کرد: «ان الله لا یحب المتکبرین»12 پس فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم شما نیز به دعوت من پاسخ گویید. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! چنین می کنیم. پس همراه امام(ع) به سوی منزل روانه شدند. حضرت به کنیز خود فرمود: هر چه در منزل گذاشته ای برای ما بیاورید.13

گذشت به خاطر شنیدن آیه عفو

نقل شده که روزی یکی از بردگان حضرت، جنایتی که موجب تنبیه بود انجام داد.حضرت دستور داد تا او را تأدیب کنند. او گفت: ای آقای من! «والکاظمین الغیظ»14 امام فرمود: رهایش کنید. بار دیگر گفت: ای مولای من! «والعافین عن الناس»15 حضرت فرمود: از تو گذشتم. برای بار سوم گفت: ای مولای من! «والله یحب المحسنین»16حضرت فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی. و از این پس حقوق تو دو برابر آن چه که پیش از این به تو می دادم خواهد بود.17

پی نوشت ها:

1. فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) ص31
2. کفایه الاثر ص175
3. بحارالانوار ج92 ص261
4. قدر / 1
5. فرهنگ جامع امام حسین(ع) ص637
6. نساء/86
7. قصه کربلا ص 243
8. ارشاد مفید ص214
9. آل عمران/ 178
10. همان/ 179
11. بحارالانوار ج44 ص189
12. نساء/89
13. بحارالانوار ج44 ص195
14. آل عمران/17
15. همان/18
16. همان/19
17. بحارالانوار ج44 ص195

منبع:www.leader.ir 

يکشنبه چهارم 5 1388
X